شکست رژیم صهیونیستی در دو جبهه ی فلسطین و سوریه

سرکرده ی داعش در آسیا به هلاکت رسید

بروز اختلافات شدید میان مسئولان منطقه ی کردستان عراق

جدیدترین جنایت رژیم صهیونیستی در قاب یک تصویر

عقب نشینی ارتش عربستان از مرزهای یمن

چندین منطقه از کرکوک در کنترل نیروها ی مسلح در آمدند

دیدار مجدد امیر کویت با پادشاه عربستان در ریاض

دهها تن دیگر از مسلمانان روهینگیا در حین فرار به بنگلادش غرق شدند

حمایت اسرائیل برای کُردها تنها ضرر و زیان بدنبال دارد/وعده های نتانیاهو توخالی است

خطر مرگ در کمین معارضان محبوس در زندان های آل خلیفه

دادن مهلت به نیروهای پیشمرگه شایعه است

حیدر العبادی : موضع ما بر لغو نتایج همه پرسی محکم است

مردم بحرین سیاست منامه در عادی سازی روابط با رژیم صهیونیستی را محکوم کردند

دمشق خواستار خروج فوری نظامیان ترکیه از خاک سوریه شد

قدردانی رئیس جمهوری مصر از ولیعهد عربستان

11 نماینده ی مجلس قانونگذاری فلسطین در اسارت رژیم صهیونیستی هستند

نقش محمد دحلان در سرکوب اعتراضات مردمی 2011 در لیبی

4 کودک فلسطینی بعد از ضرب و شتم نظامیان صهیونیستی دستگیر شدند

فرانسه بعد از نابودی داعش خاک عراق و سوریه را ترک نخواهد کرد

 
برای دریافت خبرنامه، ایمیل خود را وارد نمایید.
 
 
تاریخ انتشار : چهارشنبه ۱۹ مهر ۱۳۹۶ ساعت ۱۱:۵۶
Share/Save/Bookmark
پیدا و پنهان روابط داعش و طالبان در افغانستان
نقش بازیگران منطقه‌ای و بین‌المللی در افول و خیزش جهادی‌های رادیکال جنوب آسیا
پیدا و پنهان روابط داعش و طالبان در افغانستان
 
 
اسلام تایمز: وضعیت فعلی افغانستان و مدل تحرکات طالبان و داعش نشان می‌دهد که «نو طالبان» در حال خلق شدن است اما باید دانست که احتمال نقل مکان داعش به مناطق قبیله‌ای پاکستان دور از ذهن نیست و این موضوع معادلات را تغییر خواهد داد.
 
چندی پیش اخباری منتشر شده مبنی بر این‌که «هبت‌الله آخوندزاده» رهبر طالبان به نیروهاش دستور داده تا با داعش مقابله نکنند. داده‌های رسانه‌ای حکایت از این دارد که این دستور تقریبا ۱۳ روز پیش در نشست سران طالبان که گویا در کویته برگزار شده از سوی رهبر طالبان صادر شده است که دلیل آن را وجود اهداف مشترک با داعش اعلام کرده‌اند.

این در حالی است که از حدود یک هفته پیش «الکساندر بورتنیکف» رئیس سرویس اطلاعاتی روسیه هشدار داده بود که داعش علیه روسیه، ایران، چین و هند از خاک افغانستان عملیات خواهد کرد. عده‌ای معتقدند که روسیه در حال بزرگ‌نمایی است اما به نظر میرسد که بیعت طالبان از حیث شکلی و ماهوی با داعش جدی است.

در این بین آمریکا و پاکستان بر اساس منافع خود اقدام به کنشگری در زمین بازی افغانستان کرده‌اند اما موقعیت و بازیگری هر کدام با یکدیگر متفاوت است. روسیه، هند و چین هم نگران سرایت افراط‌گرایی از افغانستان به خاک خود هستند.

در این راستا تحرکات جریان‌های تروریستی مستقر در پاکستان و افغانستان و همچنین فعالیت داعش در جغرافیای جنوب آسیا نشان می‌دهد که «نو طالبان» در حال شکل‌گیری و ظهور است.

از این منظر برای روشن شدن ابعاد مختلف و سناریوهای موجود در باب همگرایی یا واگرایی داعش و طالبان در افغانستان و نقش بازیگران منطقه‌ای و فرامنطقه‌ای به گفت‌وگو با «مصطفی زندیه» کارشناس ارشد مسائل جنوب آسیا پرداختیم که مشروح آن از نظر می‌گذرد.

طالبان به چه نتیجه‌ای رسیده که نباید علیه داعش عملیات کند؟ با توجه به درگیری‌های اخیر میان داعش و طالبان آیا می‌توان بیعت مجدد میان این دو را متصور دانست؟


زندیه: واقعیت خبر منتشر شده همانند بسیاری از اخبار دیگر، در سطح افغانستان هنوز تائید نشده است. حتی یکی از ژنرال‌های افغانی بنام ژنرال عبدالرازق (فرمانده پلیس قندهار و از افراد قدرتمند و پرنفوذ در جنوب افغانستان) گفته‌ است که پاکستان تلاش دارد افراد گروه طالبان و داعش را در افغانستان با هم متحد کند. به نقل از وی همچنین گفته شده که چند روز پیش ملا هبت‌الله، رهبر گروه طالبان به ولسوالی (فرمانداری) موسی قلعه ولایت هلمند آمده بود و به افراد گروه طالبان گفته که با اعضاء داعش به صورت هماهنگ بر دامنه فعالیت‌های میدانی علیه دولت افغانستان بیافزایند. اما بنظر می‌رسد این اظهارات و انتشار این اخبار با وقایع صحنه میدان خیلی انطباق نداشته باشد.

نخست اینکه با وجود سرویس امنیت ملی افغانستان و فعالیت جاسوسان سازمان سیا، ملا هبت‌الله چگونه توانسته است از کویته پاکستان به هلمند افغانستان سفر کند. پس از ترور «ملااختر منصور» رهبر پیشین طالبان، هبت‌الله آخوندزاده احساس خطر کرده و فعالیت خود را محدود کرده است. به همین دلیل مشخص نیست که این ادعای ژنرال رازق درست است یا به نوعی فضاسازی علیه طالبان قلمداد می‌شود؟ اما نبردهای بین دو گروه به نفع جناح سوم؛ یعنی دولت است.

از سوی دیگر بسیاری از «جهادیون جهانی» که طالبان را رصد می‌کنند، این درگیری‌ها و کشتارهای بین گروه‌های به اصطلاح مجاهد را نقد می‌کنند. چنانکه ملااختر منصور به دلیل کشتار ازبک‌هایی که در افغانستان به داعش پیوسته بودند (از جمله عثمان غازی رهبر حرکت اسلامی ازبکستان) به شدت سرزنش شد.

گذشته از این در هفته‌های اخیر درگیری‌های خونین بین داعش و طالبان در ولایت‌های مرکزی و شمالی رشد زیادی داشته است. داعش قصد داشت که فعالیت‌های خود را از ولایت غور، به شمال و غرب افغانستان گسترش دهد اما موفق نشد. جمع شدن بساط داعش در ولایت غور، موفقیت استراتژیک طالبان بوده و برای داعش بزرگ‌ترین شکست است. بر اساس برخی از بررسی‌های خبری صورت گرفته، معتقدم فضاسازی بر ضد طالبان است. با این وجود رصد تحولات در آینده صحت و سقم خبر را نشان خواهد داد.

در یک جمع‌بندی می‌توان گفت نبردهای دو گروه خونین شده و بخشی از ظرفیت طالبان صرف مبارزه با داعش می‌شود. این نه به دلیل شهرت و نه از نظر میدانی، به نفع طالبان نیست. در هر صورت حتی اگر چنین فرمانی صادر شده باشد، به نظر برخی تحلیلگران مصلحتی و تاکتیکی است. در واقع از نظر برخی منابع مرتبط با تحولات افغانستان اگر واقعاً هبت‌الله به هلمند سفر کرده باشد، دلیل دیگری نیز می‌تواند داشته باشد: رایزنی با رهبران و فرماندهان بسیار با نفوذ که بنا به دلایلی از دستورات هبت‌الله سرپیچی می‌کنند و ثروت به دست آمده از تجارت مواد مخدر هلمند را تصاحب کرده و حاضر نیستند به خزانه اصلی طالبان تحویل دهند.

 اظهارات الکساندر بورتنیکف رئیس سرویس اطلاعاتی روسیه را چگونه ارزیابی می‌کنید؟ آیا برجسته شدن این خبر از سوی روسیه نشان از اهمیت و نگرانی مسکو از به خطر افتادن امنیت ملی خود است؟ سایر کشورها چه موضعی دارند؟


زندیه: درخصوص اظهارات رئیس سرویس اطلاعاتی روسیه باید بگویم واقعیت این است که از ابتدای شروع فعالیت داعش در عراق و سوریه طی حداقل ۶ سال گذشته، برای کارشناسان مسائل مربوط به جریان‌های افراطی و تروریسم مثل روز روشن بود که ظرفیت‌ها و تهدیدات جریان فعال شده در آن کشورها بالاخره روزی به مناطقی مانند افغانستان و پاکستان سرایت خواهد کرد. منتهی ارتش پاکستان به منظور عدم سرایت این جریان‌ها به داخل کشور، خیلی سریع «عملیات ضرب عضب» را راه اندازی کرد که طی آن مناطق قبایلی وزیرستان ( شمالی و جنوبی) که سالیان سال به محلی برای تردد گروه‌ها و جریان‌های افراطی به اصطلاح اسلامی اعم ازتحریک طالبان پاکستان تبدیل شده بود، پاکسازی شد.

در سایر ایالت‌های پاکستان نیز فعالیت‌های گسترده‌ای علیه عناصر و جریان‌های تروریستی صورت گرفت که نقطه عطف آن شکار «ملک اسحاق» سرکرده لشگر جهنگوی و ۱۲ نفر از همراهانش در ایالت پنجاب بود. براساس برخی اخبار منتشره، ملک اسحاق قصد داشت با داعش اعلام بیعت کند. وی باتوجه به سوابق جنایت کارانه‌اش از مستعدترین ظرفیت‌های الحاق به داعش در پاکستان بود. هنوز هم معتقدم اگر «لشگر جهنگوی امکان الحاق با داعش را پیدا کند، به طور قطع از ظرفیت‌های خود در راستای اهداف خلافت داعش» استفاده خواهد کرد. پلی اگر این وضعیت محقق نشده، به نظرم تسلط و چیرگی ارتش و سرویس امنیتی پاکستان بر تحرکات جریان‌های افراطی و تروریستی است.

طی یکی دو سال اخیر برخی از بازیگران منطقه‌ای مرتبط با افغانستان نظیر روسیه، چین و هند سعی کرده‌اند از یک موضع و وضعیت انفعالی درآمده و سطح مشارکت خود را در برخی تحرکات افزایش دهند. به عنوان مثال چینی‌ها سعی کرده‌اند تا در مذاکرات چهار جانبه مربوط به صلح دولت افغانستان با طالبان فعال شوند. چین پس از آمریکا یکی از کشورهای مهم همکار در امر بازسازی و سرمایه‌گذاری در بخش‌های مختلف بوده است.

در دوران حامد کرزی چین به دنبال نگرانی‌های امنیتی خود در افغانستان به خصوص حضور ایغورها در ایالت سین‌کیانگ همکاری‌های متفاوتی با کابل صورت داد که حجم مناسبات در حدود ۳۵۰ میلیون دلار گزارش شده است. از جهتی دیگر کمک و آمادگی برای آموزش نظامیان افغان همه نشان از اهمیت جایگاه افغانســتان در سیاست خارجی چین دارد. به صورت کلی اهداف سیاست‌خارجی چین در افغانستان پسا طالبان را می‌توان حول چند محور مورد بررسی قرار داد.

نخست نگرانی‌های امنیتی و مواد مخدر است. مرز مشترک چین با افغانستان به خصوص ایالت سین‌کیانگ چین و سکونت ایغورهای مسلمان در آن که به بدخشان افغانستان متصل است. این موضوع باعث ایجاد نگرانی‌های امنیتی چین در این حوزه شده است. فعالیت گروه‌های جدایی‌طلب ایغور و نگرانی از رشد افراط‌گرایی در این منطقه از جمله مســایلی است که همواره چین نسبت به آن ابراز نگرانی کرده است. از سوی دیگر فعالیت‌های گروه طالبان در ولایت بدخشان و درگیری این گروه با دولت افغانستان زمینه را برای تصرف بخشی از ولایت بدخشان به دست این گروه را به دنبال داشته است.

این امر باعث نگرانی چین از ایجاد پناهگاهایی امن برای ایغورهای افراطی و آموزش آنها توسط گروه طالبان را به دنبال داشته است. هر چند دولت افغانستان در زمان حامد کرزی برای ایجاد توازن در تعاملات خود با دنیای غرب همواره از چین به عنوان کشوری قدرتمند استفاده کرده است و در حکومت وحدت ملی نیز به‌رغم امضای پیمان امنیتی با ایالات متحده آمریکا و همچنین نزدیکی با هند به عنوان رقیب چین، اما این مسایل نتوانسته است تا چین را از عدم توجه به مسایل امنیتی افغانســتان باز دارد. تا آنجا که چیــن آمادگی خود را برای آموزش نیروهای امنیتی افغان اعلام کرده است. در روند صلح دولت افغانستان و گروه طالبان نیز چین یکی از کشورهای فعال بوده و همواره از ایجاد صلح و ثبات در افغانستان حمایت کرده است. حتی گزارش‌هایی از ارتباط با واسطه دولت چین با گروه طالبان نیز منتشر شد.

در خصوص مواد مخدر، افغانستان بزرگ‌ترین تولید کننده این مواد در سطح دنیا است. این مســئله باعث نگرانی‌های عمده برای کشورهای همسایه افغانستان از جمله چین است. چینی‌ها این نگرانی را در کنار نگرانی‌های امنیتی در قالب سازمان همکاری شانگهای و بیانیه‌های مشترک این سازمان بارها اعلام کرده‌اند. بنابراین دغدغه‌های امنیتی چین باعث شده تا این کشور نسبت به اتفاقات همسایه غربی خود با حساسیت نگاه کرده و از صلح و ثبات در افغانستان حمایت کند؛ زیرا ناامنی مساله سیال است و ناامنی در افغانستان بدون شک چین را تحت تاثیر خویش قرار خواهد داد. نتیجه اینکه چین به عنوان دومین کشور قدرتمند اقتصادی در دنیا، همواره سعی کرده است تا بتواند از لحاظ اقتصادی شــکوفایی مورد قبول را به دست آورد.

در کنار مسائل اقتصادی مسایل امنیتی نیز جزئی از نگرانی‌های چین در عرصه منطقه‌ای و بین‌المللی بوده است. در قالب نظریه نئوریالیسم، چین در محیط آنارشیک روابط بین‌الملل به دنبال افزایش قدرت خود از طریق افزایش توان اقتصادی خویش است. پکن در افغانستان پسا طالبان یکی از بازیگران فعال بعد از ایالات متحده آمریکا بوده که نه تنها کمک‌های بلاعوض به افغانستان ارائه داده بلکه سرمایه گذاری‌های مهمی در عرصه‌های مختلف این کشور انجام داده است. نگرانی‌های امنیتی و مواد مخدر و داشتن مرز مشترک با افغانستان نیز از اولویت‌های سیاست خارجی چین در تعامل با افغانستان بوده است. در نهایت می‌توان گفت چین به دنبال ثبات و امنیت در افغانستان است و برای رسیدن به این هدف نقش فعالی در افغانستان برای خود قائل است.

دغدغه‌های دولت چین تقریباً روشن است؛ نگرانی از فعالیت‌های جریان‌های افراطی در ایالت مسلمان نشین سین کیانگ و واهمه از سرایت فعالیت‌های تروریستی به خصوص داعش در افغانستان به داخل مناطق غربی چین از جمله مسائلی است که نگاه پکن به کابل را مدت‌دار و برجسته کرده است.

روس‌ها نیز بابت سرایت ناامنی‌ها به داخل آسیای مرکزی به شدت نگران هستند. هردو کشور معتقدند سرایت ناامنی‌ها از مناطق دیگر افغانستان به سمت مرزهای شمال و شرق افغانستان (همجوار با کشورهای آسیای مرکزی و چین) می‌تواند هدایت شده باشد. از سوی دیگر اخیراً خبری منتشر شد مبنی بر اینکه عناصر داعش با توجه به شکست‌های میدانی درحال انتقال به مناطق قبایلی پاکستان می‌باشند. اگر این خبر صحت داشته باشد، بر اساس آنچه گفته شد می‌توان در یک جمع‌بندی گفت که افغانستان و منطقه‌ای که این کشور در آن واقع است آبستن تحولات جدی و عمیقی خواهد بود. از این رو برانگیخته شدن حساسیت بازیگران منطقه‌ای طبیعی به نظر می‌رسد.

 آیا باید همچنان و بر اساس تحلیل کارشناسان داخلی خوش‌بین باشیم که داعش پایگاه محکمی در افغانستان ندارد؟


زندیه: وجود ظرفیت و توان جریان‌های تروریستی اگر همراه با فشار و تهدید باشد و با اقبال عمومی مواجه شود، می‌توان گفت که این جریان به محکم ساختن پایگاه و جایگاه خود می‌پردازد. گذشته از این، شــمال افغانستان عرصه تنازع بقا بین دو گروه تروریستی طالبان ارتدکس (جریان اصلی طالبان فرمانبردار شــورای کویته) و طالبان داعشــی غیرپشتون (متأثر از حرکت اسلامی ازبکستان) و سایر گروه‌های تروریستی خارجی و احتمالاً هسته اصلی داعش در خاورمیانه است.

معتقدم که جغرافیای شمال افغانستان در کنترل و سیطره طالبان قرار دارد. و طالبان برای پذیرش خود در این منطقه غیر پشتون، طالبان غیر پشتون تربیت کرده و از اقوام ازبک و تاجیک و ترکمن یارگیری کرده است. از این جهت تسلط هر یک از این دو جریان می‌تواند تأثیر عمیقی بر حضور گروه‌های مزبور در آینده افغانستان به خصوص مناطق شمالی این کشور داشته باشد.

 بعد از کشته شدن ملاعمر بخشی از طالبان به خصوص آن طیفی که ملااختر منصور را قبول نداشتند با داعش بیعت کردند و انشعاب در طالبان اتفاق افتاد. آیا اظهارات رهبر طالبان و حتی تکذیب آن ادامه همان بیعت است؟


زندیه: همانگونه که گفته شد اگر شکست‌های داعش در مناطق عراق و سوریه زمینه‌ای برای انتقال باقیمانده عناصر آن به مناطق قبایلی پاکستان و مناطقی از افغانستان باشد و این جریان از حمایت‌های بیرونی نظیر برخی کشورهای حاشیه خلیج فارس نیز برخوردار شود، احتمال انشعاب در طالبان وجود خواهد داشت. اما شخصاً معتقدم با ارتباط‌گیری‌هایی که جریان نو طالبان با روسیه و چین برقرار کرده احتمالاً مانع از فعالیت داعش در افغانستان خواهد شد.

رویکرد آمریکا خصوصاً در استراتژی جدیدش در قبال همگرایی احتمالی داعش و طالبان چیست؟

زندیه: استراتژی آمریکایی‌ها در افغانستان از خصلتی چند وجهی برخوردار است؛ یک وجه آن به پاکستان مرتبط است و بخش دیگر آن به برخورد با نیروهای طالبان از طریق افزایش نیروهای نظامی در افغانستان بر می‌گردد. وجه سوم آن به اعطاء وزن دهی بیشتر به نقش هند باز می‌گردد که البته با مخالفت شدید پاکستان مواجه شده است. گذشته از این، استمرار ناامنی‌ها و مدیریت ناامنی‌ها زمینه‌ای برای ادامه حضور بلندمدت نیروهای خارجی در افغانستان خواهد بود.

بر این اساس همگرایی طالبان و داعش چه رخ دهد و یا ندهد خیلی مهم نیست بلکه استمرار و مدیریت ناامنی‌ها در افغانستان است که برای آمریکایی‌ها اهمیت دارد. به بیانی دیگر در استراتژی جدید واشنگتن، سرکوب داعش در افغانستان تصریح شده اما این سرکوب شامل بخشی از داعش خواهد شد که همسو با سیاست های آمریکا نیست؛ مانند بخشی از داعش که در شرق افغانستان فعالیت می‌کند.

نقش پاکستان در این پرونده چیست؟ آیا این همگرایی توسط اسلام‌آباد هدایت شده؟

زندیه: این فرضیه وجود دارد که گسترش ناامنی‌ها در افغانستان همواره مورد رضایت پاکستان می‌باشد. طرفداران این فرضیه بر این باورند تا زمانی که یک دولت دست نشانده درکابل بر سر کار نیاید و ملاحظات راهبردی پاکستان ( از جمله عدم اجازه به حضور هندی‌ها در افغانستان و به رسمیت شناختن خط مرزی دیورند) به رسمیت شناخته نشود، ناامنی‌ها در افغانستان همچنان تداوم خواهد داشت. در این چارچوب گفته می‌شود پاکستان امنیت خود را در ناامنی افغانستان می‌بیند.

نتیجه اینکه هرچند پاکستان بارها دخالت در ناآرامی‌های داخل افغانستان را رد کرده اما روشن است که بر عناصر گروه‌های افراطی نظیر طالبان که بطور عمده تولیدات مدارس مذهبی پاکستان هستند، بدون شک نفوذ غیرقابل کتمان دارد. در عین حال با اینکه پاکستان تلاش کرده تا در سطح داخل قلمرو سرزمینی خود، با مظاهر ناامنی‌ها برخورد کند و همین امر به سرایت و گریز نیروهای افراطی به داخل افغانستان انجامیده اما قرائنی که نشان دهد اسلام‌آباد در حال هدایت این پروژه (همکاری داعش و طالبان) است، وجود ندارد.

هدف طالبان از راهبرد احتمالی نزدیک شدن به داعش چیست؟

زندیه: طالبان در ایام عاشورای حسینی گذشته پیامی را در جهت تجلیل و تکریم مقام امام حسین (ع) و قیام ایشان منتشر کرد که تقریباً بی‌سابقه بود. از این‌رو تحرک جدید «نو طالبان» نشان از این دارد که جریان جدید نسبت عمیق با دیدگاه‌های بسته گذشته ندارد و تا حد امکان سعی کرده‌اند تا با شیعیان افغانستان درگیر نشوند. بنابراین باتوجه به دیدگاه‌های تکفیری داعش از یک سو و ارتباط‌گیری‌های خارجی نوطالبان از سوی دیگر، احتمال الحاق این دو جریان را بعید می‌دانم.

 آیا بر اساس راهبرد قدیم امارت اسلامی و حتی القاعده که هدفشان درگیری با خارجی‌ها مانند ناتو و آمریکا است باید به این موضوع نگاه کرد یا سناریوهای دیگر مطرح است؟

زندیه: همانگونه که طالبان براساس آخرین آمار منتشره بر بیش از ۴۰ درصد خاک افغانستان تسلط دارد، داعش نیز به دنبال جغرافیا است. بنابراین مناسب‌ترین و مستعدترین منطقه در این خصوص مناطق قبایلی پاکستان است. اما در این ارتباط به نظر می‌رسد با توجه به حضور نیروهای پاکستانی در آن مناطق که گفته می‌شود تنها به عوامل همسو (مانند طالبان، شبکه حقانی و شورای کویته) اجازه تردد می‌دهند، بنابراین داعش در مناطق مشرقی و احتمالاً شمال افغانستان به دنبال گسترش فضای تنفس و تحرکات بعدی خود برخواهد آمد که طبعاً تلاش خواهد کرد تا تلفات نیروهای دولتی و خارجی را افزایش دهد.

 به عنوان آخرین پرسش؛ آیا اعمال فشار بر دولت وحدت ملی از سوی طالبان در دستور کار است؟

زندیه: تردیدی نیست که اعمال فشار طالبان بر دولت وحدت ملی همانگونه که بارها اعلام کرده‌اند تا زمان خروج نیروهای بیگانه از افغانستان ادامه خواهد داشت.
 
مرجع : ایلنا
کد مطلب: 675810